سیستم آموزشی مقصر است…

3 08 2008

امروز توی اتوبوس نشسته بودم خواستم یک آماری بگیرم ببینم اوضاع چطوریه گوشی رو از توی جیبم در آوردم و بلوتوث رو روشن کردم و find رو زدم بیشتر از 12 تا blutooth روشن برای یک اتوبوس که نهایتا 50 نفر سرنشین داشت به نظرم جالب بود خلاصه حس فوضولی (کنجکاوی سابق)بیشتر گل کرد و اسم بلوتوثم رو عوض کردم و خودتون هم احتمالا حدس زدید چی گذاشتم.

5 دقیقه بعد دنیای کلیپ ها و عکس های مزخرف بود که برای من فرستاده می شد و بعضی ها که فکر می کردن خیلی باهوشن با نرم افزار های هک بلوتوث می خواستن منو هک کنن دو تا ایستگاه جلوتر از اتوبوس پیاده شدم و واقعا به حال خودم تاسف خوردم که چرا باید اینجوری باشه؟ تقصیر کیه؟ مشکل کجاست؟

 متاسفانه عده ی زیادی از ما ایرانی ها وقتی یک تکنولوزی جدید رو می بینیم سعی می کنیم از اون برای خالی کردن کمبود های درونی خودمون استفاده کنیم یعنی خیلی رک و راست می خوام بگم خیلی از ما فرهنگ استفاده از این وسایل رو نداریم حقیقت اینه که ما مقصر نیستیم سیستم آموزشی ما مقصره.

در سیستم آموزشی که تکنولوزی هیچ جایی نداره در مدارسی که آوردن سی دی ممنوعه دانش آموزانی که اجازه ندارن موبایل سر کلاس بیارن خب معلومه وقتی فضای آزادی پیدا می کنن خودشون رو گم می کنن متاسفانه هر بلایی سر ما داره در میاد به خاطر نوع آموزش دیدن ماست ما در دوره ی دبیرستان فهمیدیم قوانینی هست که می شه اونا رو پیچوند ما موبایل مدرسه میاریم با این که موبایل آوردن ممنوعه چون معلوم نیست چرا ممنوعه سی دی رد و بدل می کنیم با این که خلاف قوانین مدرسه هست و هیچ کس هم کاری به ما نداره 

متاسفانه ما ایرانی ها از مشکلات بزرگی که داریم اینه که بجایی که با تکنولوزی دوست بشیم و ازش به بهترین نحوه ممکن استفاده کنیم با اون می جنگیم وقتی شکست خوردیم طرف اون تکنولوزی می ریم و ایبار تکنولوزیه که ما رو پس میزنه و به ما میگه شما در حد من نیستید

این که ما امروزه نمی تونیم از تکنولوزی های جدید مثل موبایل و اینترنت درست استفاده کنیم به خاطر ضعف فرهنگی ماست که باید در دوره آموزشی حل می شده ولی نشده و اینه حال ور روز امروز ما

 مطالب ما را از طریق فید دنبال کنید اگر نمی دانید فید چیست اینجا کلیک کنید

Advertisements




ورد پرس متشکرم

25 07 2008

الان تقریبا ساعت  1 بامداد  جمعه 4 مرداد ماهه که من دارم این پست رو مینویسم همیشه دوست داشتم وبلاگم توی یکی از بخش های داشبورد ورد پرس باشه الان که اومدم و دیدم واقعا خوشحال شدم آخه لینک وبلاگ من توی بخش بیشترین رشدها(Fastest Growing WordPress.com blogs)بود خلاصه این که دیگه نتونستم خودم رو کنترل کنم و اومدم این پست رو دادم و همینجا از همه ی کسانی که طی این یک هفته به من کمک کردن تا پا بگیرم و وبلاگ نویسی رو شروع کنم واقعا ممنونم.





سرآغاز…

19 07 2008

سلام

ممنون از این که این جا اومدید و دارید اولین پست وبلاگ من رو می خونید. پس قبل از هر چیز این گل برای همه ی شما دوستان گل خواننده می دونید من زیاد به نوشتن وارد نیستم اما بی اطلاع هم نیستم امیدوارم با همکاری دوستان وکمکی که به من می کنید بتونم وبلاگ خوبی برای شما عزیزان درست کنم و اوقات خوبی رو در کنار هم بگذرونیم می دونید من به طرز عجیبی انتقاد پذیرم و باور کنید خیلی خوشحال می شم اگه مشکلاتم رو بهم بگید.

   بزارید یکم از خودم بگم:سنم زیاد نیست و مثل بقیه بچه های وبلاگ نویس هنوز موهام سفید نشده  خیلی دوست دارم یاد بگیرم و یاد بدم.هفت ساله که بودم بابا برای کارش یک پنتیوم 1 خرید که البته هنوزم دارش من از همون موقع ها از سرو کول این سیستم بالا می رفتم (از سرو کول نرم افزارش منظورمه) تا الان رکورد دار از بین بردن اطلاعات کاری بابامم و هنوز کسی رو نمیشناسم که تو این کار از من جلوتر باشه اینقدر این کار رو کردم تا بابایی دو سال بعد برام یک Pc خرید البته این یکی مثل قبلی در پیت نبود.

    از همون روز اول که برام سیستم گرفتن عشق اینترنت شدم و البته به خاطر سنم خانواده کمتر اجازه می دادن بیام تا این که اینقدر شبانه قاچاقی connect شدم که دیگه براشون عادی شد. می تونم بگم حدود یک سال و دو ماه و سه روز و …(با اقتباس از خواننده ی معروف بنیامین) رو پشت صفحه های لود سایت ها منتظر بودم تا این که بازم بابایی که خیلی دوست دارم بهش از همین جا یک گل تقدیم کنم اما می ترسم دیگه بلاگ برای خیلی از خواننده های گل بالا نیاد(به خاطر سرعت زیاد اینترنت!!!) برام یک خط پرسرعت گرفت و حالا من در خدمتتونم خوشحال می شم اگه نظرتون رو در باره ی بلاگ بدونم پس فعلا…